خطايى ، على اكبر
515
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
اصول رايج كنونى از نسلى به نسلى به ارث مىرسد . ساختمانها آجر سازست و اندرون اتاقها معمولا سفيد ناشده يعنى نماى آجرى دارد . آنجا كه مانديم . دبستان كمون يك دبستان بزرگ هم ديديم . بچهها بامزهء چينى با چشمهاى تنگ و صورتهائى كه داراى تمايز با صورت بچههاى ماست ديدنىاند ، بقول نظامى دهانى و چشمى به اندازه تنگ . . . گفتند تعداد دانشآموز در هركلاس درس نبايد از پنجاه تن درگذرد . از كلاسى ديدن كرديم كه معلمى زن درس مىداد . اما در گوشهاى از كلاس مردى نشسته بود . پرسيديم اين شخص چه مىكند ؟ گفتند او هم معلم است . چون خود در اين ساعت كلاس درس نداشته است براى آموختن از روش تدريس اين معلم به اين كلاس آمده است . تعجب كردم . لباس بچهها رنگين و نونوار بود . سر و وضعها كاملا تميز يا در حد تميزى بود . كثيف تمام ديده نمىشد . بر لباسهاشان ندرتا آثار چركى دو سه روزه ديده مىشد . كفشها عموما پلاستيكى بود . درسهاى دبستان عبارت است از : زبان چينى ، حساب ، زبان انگليسى ، معلومات عمومى ( تاريخ و جز آن ) ، ورزش ، موسيقى و آواز ، نقاشى ، سياست . دورهء دبستان پنج سال است . در كلاس موسيقى ديديم كه آواها را به حروف فونتيك لاتينى بر تخته نوشته بودند . بر ديوارهاى مدرسه تابلوهاى شعار به دو خط چينى و لاتينى آويخته بود . هفت اختر شائوچين شهركى است در يكصد و بيست كيلومترى كانتون بر كنار درياچههاى زيبا و كوهستانى سبزپوش . قسمتى از درياچهها را با بستن سدى بزرگتر از آن كردهاند كه در طبيعت وجود داشته . گردشگاهى است كه وجود هفت